ماورای طبیعت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 4 مرداد ماه سال 1387
یک ... اسفنج ها Sponges

اسفنج ها ساده ترین متازوها  یا حیوانات پرسلولی هستند و به عبارت دیگر پست ترین و یا ابتدائی ترین جانواران پرسلولی اند، بطور کلی محیط زیست آنها آبی و غالبا دریایی بودند و به جسم خارجی متصل بوده اند. بدن آنها شبیه یک کیسه توخالی است که در قاعده  به وسیله یک پایه و یا بدون پایه به جسمی متصل شده است، دیواره آن پر از سوراخ های ریز است و از این جهت به آنها Porifera (دارای سوراخ) می گویند. حفره میانی را اسپونگوسل گویند که خود از بالا توسط منفذی به نام اسکولوم (دهانه) به خارج باز می شود، اسپونگوسل در برخی از اسفنج ها بزرگ و عمیق و در برخی دیگر  کوچک و کم عمق است. از نظر شکلی بسیار متفاوتند و ممکن است به اشکال مختلف استوانه ای، منشوری، کروی، مخروطی، گلدانی شکل، دیسکی شکل و .. دیده می شود. برخی از آنها دارای پایه کوتاه یا بلند هستند. شکل حیوان در برخی ثابت و در برخی دیگر ممکن است متغیر باشد. ابعاد آن غالبا بین ۱ میلی متر تا ۲ متر در قطر و ارتفاع تغییر می کند. اسفنج های عهد حاضر اکثرا خاکستری رنگ و یا خرمایی کم رنگ دیده می شوند اما گاهی به رنگ های قرمز روشن، آبی، بنفش و سیاه دیده شده اند.

اسفنج ها متازوآهایی هشتند که به حالت ثابت زیست نموده و دارای اسکلت داخلی کلیسیتی یا سیلیسی می باشند، پدیده های جانشینی مانند سیلیسی شدن و کلیسیتی شدن تا حدودی تشخیص انواع فسیل های آهکی اسفنج ها را از اسفنج های سیلیسی مشکل می نماید.

بطور کلی اسفنج ها در دریاها (آبهای شور) و یا آب های شیرین زندگی می کنند و همچنین در کف دریاهای کنونی زمین، چون جانوارانی ثابت هستند به اجسام سخت احتیاج دارند، بنابراین تجمع آنها در حوضچه هایی که کف آن از قلوه سنگ، تخته سنگ، ریگ و شن و ماسه پوشیده شده است بیشتر است.

در آبهای نیم کره ی جنوبی گسترش بیشتری داشته و در حقیقت در تمام آب های نیم کره ی جنوبی به عمق ۱۰۰ تا ۵۰۰ متری سکونت دارند و این موضوع به علت حرکت  کوههای یخچالی است که به طور دائم به اقیانوس وارد می شوند و شرایط لازم را برای زیستن اسفنج ها فراهم می سازند. اسفنج های آهکی در اعماق کم و اسفنج های سیلیسی در اعماق زیاد زندگی می کنند. اسفنج ها دارای اسپیکول های چهار محوری و شاخی سیلیسی هم در اعمق کم و هم در اعماق زیاد زندگی می کنند. بررسی های کنونی نشان داده است که بعضی از اسفنج ها تا عمق ۶۰۰۰ متری دریا میتوانند زندگی کنند. این قبیل اسفنج ها دارای تیغه های درازی نظیر خارداران هستند و شکل آنها نیز کشیده است.

چهارشنبه 2 مرداد ماه سال 1387
چهار ... رده بندی تریلوبیت

بعد از وقفه یک هفته ای دوباره برگشتن با ادامه تریلوبیت ها

رده بندی

برای رده بندی تریلوبیتها بر روی خط درز چهره توجه زیادی شده است و به جز آن از ساختمانهای دیگر مانند چشم ها ،دم و ... نیز استفاده شده است. میتوان بر حسب تالیف های گوناگون صفاتی که برای رده بندی تریلوبیت ها مورد استفاده قرار می گیرد موارد زیر را بیان کرد:

۱- گلابلا

۲- طرح و شکل خط درز چهره

۳- تشکیل دم از قطعات مختلف

شکل عمومی بدن

سر یا سفالون:

بدن بندپایان به تعدادی بند تقسیم شده است که بهم شبیه هستند، شکل بندها استوانه ای شکل و کم وبیش سخت و محکم شده است.آن بخش از بند که در قسمت پشتی واقع شده اند بنام Tergite و بخش شکمی Strenit  نامیده می شوند و بخش های غشایی و نرم موجود در طرفین هر بند را Pleurite می گویند، بدن معمولا به بندهای متعددی تقسیم شده است که این گروه از بندها را Tagma  می نامند.

بخش میانی آن شامل گلابلا و بخشی از گونه است که به گلابلا چسبیده بنام Fix Cheek  بخش بیرونی به نام Free Cheek  می گویند. مجموعه  گلابلا و فیکس چک را کراندیوم می نامند البته این حالت در تریلوبیتهایی است که خط درز چهره در آنها دیده می شود، بعضی از تریلوبیت ها فاقد خط درز چهره اند.

خط درزها : خط درزهای ناحیه سر یکی از اختصاصات مربوط به پوست اندازی است. خط درزها بصورت خطوط ظریف و باریکی می باشند که با بخش های نرم اسکلت خارجی تطبیق می کنند اصولا خط درزها را به انواع مختلف تقسیم می کنند:

۱- Proparian

۲- Opistoparian

۳- Gonatoparian

 

سینه یا توراکس

بدن از نظر عرضی به سه قسمت تقسیم میشود که بخش میانی را توراکس می نامند که تنها بخشی از بدن است که از بندهای بهم وصل شده و قابل تحریک نسبت بهم تشکیل شده است. هر قطعه  یا بند در سینه از یک بخش مرکزی بنام Axial Lobe و بخش جانبی بنام  Pleural Lobeتشکیل شده است. قابلیت انعطاف و متحرک بودن ناحیه سینه امکان جمع شدن را به موجود جهت حفظ بخش های نرم سطح شکمی می دهد . تعداد بندها در سینه بسیار متغیر است.

 

دم یا اپیژیدیم

بخش انتهایی و مقابل سر را دم می نامند که خود نیز از تعدادی قطعه متشکل است. تعداد این قطعات در جنس ها و گونه های مختلف متغیر است. بندهای دم بهم متصل بوده و قابلیت حرکت را مانند قطعات سینه ندارند و اما کل دم نسبت به سینه دارای حرکت است و معمولا اندازه دم را نسبت به سفالون می سنجند و ۳ اصطلاح بر این اساس به کار م رود:

۱- Macropygous

۲- Micropygous

۳- IsopygousPygidiom